تبليغاتX
در گذر زمان
در گذر زمان

 چقدر از خودم دلخور می‌شم وقتی این همه درد و رنج دور و برم رو می‌بینم و می‌دونم که واسه برطرف کردن هیچ کدومشون کاری ازم ساخته نیست، چقدر از خودم بدم میاد وقتی می‌بینم کسایی رو که واسم خیلی عزیزن و دارن از غصه پرپر می‌شن و من ...، چقدر از دست خودم ناراحت می‌شم وقتی... ؛ و خیلی بیشتر از خودم نا امید می‌شم وقتی فکر می‌کنم همه درها به روم بسته شده و از اونم حتی نا امید می‌شم!!!

آخه دیوونه از اون که نباید نا امید ‌شد، اون که همیشه باهاته و تا حالا کارهاتو خودش روبه راه کرده، اون که همیشه کنارته، اون که واقعاً دوسِت داره و همیشه داره صِدات می‌کنه،‌ اونی که هرگز نا امیدت نکرده، اونی که بهترینه.

2 نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 18:13  توسط فرشته |